شاخه ی احساس ما گل داده از شوق بهار مستی این شور و حال از سر نمی گیرد کنار سینه از مهر و محبت چون گلستانی نما تا گلاب ظرف جان خوشبو کند این روزگار #قاسم_رستگاری
❤️غروب❤️ بادل غریبه است خدایا مگر غروب مردغریب خسته و دلتنگ ترغروب پیوسته درسکوت وسکون فکرمی کند هرعاشقی برای دلش درسفر غروب غمگین نمی شدم همه ی عمردرجهان بامن رفیق می شد وهم دل اگر غروب خندان ندیده ام بنشیندبه گوشه ای! درطول زندگانی خود یک نفر غروب در آسمان کبوتر بی آشیانه هم رغبت نمی کند بزند بال وپر غروب خورشید تا که رفت توهم خانه می روی ای نوردیدگان من از بام ودر غروب ناصح به راه مانده نگاهم که قاصدک ازخانه اش دو باره بیارد خبر غروب