
جلوه ی شاعرانه👇
هرچه تبر زدی مرا،پیکرمن جوانه زد
زخم به زخمه ام زدی،نغمه ی عاشقانه زد
دردِ درون کشیده ام،وازهمگان بریده ام
خویش وغریبه بردلم،دشنه وتازیانه زد
گرچه زتیرِطعنه ها،روح وتنم شکنجه شد
بغضِ گلو نشسته ام،شورِدوصدترانه زد
قُقنُسِ نغمه های من،خاک نشین نمی شود
شعله ی سرکشِ دلم،بارِدگرزبانه زد
دانه بُدم عیان شدم،ساقه زدم جوان شدم
قامتِ این درخت بین،خنده به هر زمانه زد
شعر جدا نشد زمن،من همه تن شدم سخن
مفتعلن مفاعلن،جلوه ی شاعرانه زد
#فرشید_فلاحی 96/6/19